أحمد بن حامد كرمانى

38

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

محمد بن ابراهيم و افضل كرمان مطلب مهمى كه براى اولين‌بار آقاى دكتر مهدى بيانى بدان توجه يافته‌اند ، اين بوده است كه اين محمد بن ابراهيم قسمت عمدهء كتاب خود را از تاريخ معروف افضل يعنى « بدايع الازمان فى وقايع كرمان » گرفته است . ايشان با استدلالاتى كه در مقدمهء بدايع نموده‌اند ، ثابت كرده‌اند كه قسمت مهم اين كتاب از افضل است . البته در اين مورد پس از استدلالات آقاى دكتر ، ترديد نمىتوان داشت كه قسمتهائى از اين كتاب اقتباس از بدايع است . ولى قسمت عمدهء اين كتاب را بدايع الازمان دانستن و آن را انشاء شخص افضل خواندن ، شايد به اين ضرس قاطع تا حدى مشكل باشد . ابن محمد بن ابراهيم ، كه منكر خدمت او در احياى قسمتى از تاريخ كرمان نمىتوان شد ، كتب متعددى منجمله تاريخ افضل را در دست داشته و شروع به نگارش تاريخ سلاجقهء كرمان نموده است ، چرا تاريخ سلاجقهء كرمان ؟ و حال آنكه او در قرن يازدهم مىزيسته ؟ علت آن به اقرب احتمال اين بوده كه محمد بن ابراهيم خود را - چنان كه گفتيم - از اولاد قاورد سلجوقى مىدانسته و خانوادهء خود و سادات خبيص را از خاندان ملوك مىشمرده و طبعا خواسته است تاريخ اجداد را به نگارش بياورد . آقاى دكتر بيانى در غارتگرى محمد بن ابراهيم تا بدان حد غلو كرده‌اند كه نسبت محمد بن ابراهيم را نيز منكر شده و گويند ( آنجا كه محمد بن ابراهيم خود را از سادات بابا زيد مىشمارد ) : « بسى دور مىنمايد كه محمد بن ابراهيم از شجرهء انساب خويش تا قرب پانصد و پنجاه سال آگاه باشد و آثار قبر جد وى پس از پنج قرن و نيم در خبيص باقى ، در صورتى كه اگر راقم شخص افضل - الدين باشد به واسطهء قرب زمان اين اشكال مرتفع است . » « 1 » درين‌جا آقاى دكتر بيانى باقى ماندن قبر و نسب سادات را بعيد دانسته‌اند و حال آنكه چنان كه ذكر كرده‌ايم ، مقبرهء بابا زيد تا حدود قرن دهم هجرى يعنى در تذكرهء محرابى نامبرده شده و طبعا باقى بوده است ، و باقى ماندن نسب سلسلهء سادات يك ناحيه هم هيچ استبعادى ندارد ، علاوه بر آن آنطوركه در شرح حال افضل ديديم ، او هرگز ادعاى سيادت نكرده و از اجداد خود نام نبرده كه از سادات خبيص ( شهداد ) باشند و به قراين بسيار ، افضل از اهل كوهبنان بوده است .

--> ( 1 ) - مقدمهء بدايع ، ص پانزده .